سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
366
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
قوله : و الاولى تدل على الاوّل : يعنى روايت اولى كه روايت منصور بن حازم باشد بر قول اوّل دلالت دارد زيرا قول اوّل اين بود كه در داميه دو شتر مىباشد و در اين روايت نيز چنين حكم گرديده است . قوله : و الثانية على الثّانى : يعنى و روايت ثانيه كه روايت مسمع باشد بر قول دوّم دلالت دارد چه آنكه قول دوّم اين بود كه در داميه يك شتر مىباشد و در اين روايت نيز چنين حكم شده . قوله : و النزاع لفظىّ : وجه لفظى بودن نزاع اينست كه : آنان كه در داميه يك شتر ثابت مىدانند آن را حارصه دانسته قهرا ديه آن يك شتر است و كسانى كه در داميه دو شتر ثابت مىدانند آن را باضعه فرض كردهاند پس نزاع ايشان در لفظ بوده و اختلافشان صورى مىباشد و الّا هردو دسته قبول دارند اگر جنايت تنها پوست سر را بشكافد يك شتر بر عهده جانى مىآيد منتهى قائلين بقول اوّل ميفرمايند نام اين جنايت حارصه است و صاحبان قول دوّم مىفرماين آن را داميه مىنامند چنانچه هردو متفقند اگر بواسطه جنايت پوست سر شكافت و آلت جانى در گوشت فرو رفت دو شتر ثابت است منتهى قائلين قول اوّل آن را داميه مىنامند و صاحبان قول دوّم ميفرمايند اسم چنين جنايتى باضعه است . متن : و السمحاق بكسر السين المهملة و إسكان الميم و هي التي تبلغ السمحاقة و هي الجلدة الرقيقة المغشية للعظم و لا تقشرها و فيها أربعة أبعرة و الموضحة و هي التي تكشف عن وضح العظم و هو بياضه و تقشر السمحاقة و فيها خمسة أبعرة